ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

52

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

شده كه غالبا مؤلّفان آنها لغت شناسان بوده‌اند و كوشيده‌اند تا تصوّرات اعراب جاهليّت را دربارهء انواء فراهم آورند و مرتّب كنند و مطالب فراوان مربوط به اماكن را مدوّن سازند ، و هم آنان بودند كه سبك فضايل را به مؤلّفات جغرافى و تاريخى وارد كردند و نخستين اشارات ، هر چند مبهم ، از پيدايش نقشه‌هاى جغرافيا و جغرافياى توصيفى در زمينهء اداره و اقتصاد مربوط به همين دوران است . علاقه به تنظيم اطّلاعات عملى در زمينهء جغرافيا نيز فزونى گرفته بود ، اما هيچ گونه مدركى از آن به جاى نمانده است . چنان كه پست دولتى كه در دوران اموى سازمانى نكو يافته بود اقتضا داشت كه طرحهايى از راههاى مختلف آماده شود و بىگفت و گو اين طرحها در ديوانهاى دولتى بوده و بعضى از مؤلّفان دوران عبّاسى براى آثارى كه در همين زمينه به جامانده از آن استفاده كرده‌اند . بر كنار راه پست سنگهايى براى تعيين مسافت نصب شده بود كه ميل نام داشت و از مركز خلافت آغاز مىشد . بعضى از اين سنگها در فلسطين به دست آمده كه به دوران عبد الملك بن مروان ، يعنى پيش از سال 705 / 86 ه . مربوط است 155 و در همين سالهاى نزديك يكى از آنها نزديك تفليس پيدا شده كه به احتمال قوى مربوط به همين دوران است . 156 جغرافياى نجومى در اين دوران اصلا وجود نداشته و اگر وجود داشته ميان سريانيان بوده نه عربان ، و انعكاس آن ناچيز بوده است . مسلم است كه سوروس سبخت ، اسقف يعقوبيان كه معاصر عمر و عثمان و نيز سالهاى اوّل خلافت معاويه بوده ، ضمن اشتغال به منطق ارسطو فرصت كافى براى اشتغال به هيئت نيز داشته است . از جملهء معاصران نخستين خلفاى اموى ، يعقوب رهاوى ( 640 - 708 / 19 - 90 ه . ) است كه به عنوان لغت شناس و مفسر شهره شد و نخستين كس بود كه ضمن تفسير داستان تورات دربارهء خلقت جهان ، كوشيد تا صورتى منظم از تصوّرات علمى آن روزگار دربارهء جهان و قسمتهاى مختلف و پديده‌هاى آن به دست دهد و از بطلميوس در خلال آن آورد . 157 سريانيان نمىتوانستند در دوران اموى استاد عربان شوند ، ولى كمتر از يك قرن بعد عملا چنين شد . به همين جهت عجب نيست اگر به هيچ گونه اثرى از جغرافياى نجومى ميان عربان اين دوران بر نخوريم ، ولى در آخر قرن هشتم / دوم ه . ناگهان چون سيل به راه افتاد و نه فقط رشته‌اى تازه به وجود آمد ، بلكه تحوّلى در رشته‌هاى ديگر كه در آن روزگار شكل مىگرفت به وجود آورد و درست همين لحظه است كه به حق بايد آن را آغاز نوشته‌هاى جغرافيايى در زبان عربى به شمار آورد .